تبليغاتX
پس و پیش

عشق برای درختان همیشه نا فرجام است

به آسمان هم که برسند به یکدیگر نمیرسند

مگر تبرها کاری کووونند

پیام بازرگانی:میام میام مخلص همتون ..

+ نوشته شده در 2009/3/12ساعت 9:39 PM توسط الهه |


اولش همه شکل همیم کوشولو وکچلحتی صداهامون هم شبیه به همدیگه استبا اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیمبزرگ و بزرگتراونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیمدیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیستحتی صداهامونگاهی با هم می خندیمگاهی به هم!اینجا دیگه بازی به نیمه رسیدهواسه بردن بازی روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کردگاهی باید برای بردن بازیبین دو نیمه   

                           دوباره متولد شد 

        

اینم کیک تولد:هرکی اینو گذاشته بارخصی روش گذاشته پپرپختهپپربپرتنفس مصنوعی دارم شماتو فوت میکوونم

    

مخلص همتووووووووووووونکادوهاا ادامه مطلبن.....        

پیام بازرگانی:دیر به دیر میام ..تا اطلاع ثانوی پست پایینی کامنت بذارین


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/12/6ساعت 12:0 PM توسط الهه |


یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه

یک روز رسد نشاط به اندازه ی دشت

افسانه ی زندگی همینست گلم

Image hosting by TinyPicدر سایه ی کوه باید از دشت گذشتImage hosting by TinyPic

اینم یه شعر خوشجل که خیلی دوسش دارم:

Image hosting by TinyPicاز گل واشده دورترین بوته ی خاک به تو ای الیییییییی سلامImage hosting by TinyPicحالت آیا خوب است؟Image hosting by TinyPicهمه اینجا خوبندImage hosting by TinyPicنی لبک میخواندImage hosting by TinyPicقاصدک میرخصدImage hosting by TinyPicباد عاشق شده استImage hosting by TinyPicفکر من باش که من فکر توام...Image hosting by TinyPic

(((((((((((()))))))))))))

بقیه ی ام اس جی ها ادامه مطلب...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/11/27ساعت 6:19 PM توسط الهه |


غم آمد که نامهربانی کند...برای دلم نوحه خوانی کند......

تمام غزل های سبز مرا....درون خویش بایگانی کند.....

وترسم از ایییییییییینست یک روز بعد..... بهار دلم را خزانی کند......

چرا رفت وهرگز به یادش نبود.....از این خسته دل قدردانی کند.....

خلاصه بگویم نمیبخشمش.....

Image hosting by TinyPicمگر عشق پادرمیانی کند.....Image hosting by TinyPic

پیام بازرگانی:عشق کششک نی

 دیر به دیر میام.....

+ نوشته شده در 2008/11/3ساعت 2:27 PM توسط الهه |


یه هیزم شکن وختی خسته میشه که تبرش کند بشه نه که هیزمش زیاد بشه!

تبر ما انسانها باورهامونه ...نه آرزوهامون.......

دیروزود داره ...سوخت وسوز نداره


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/10/9ساعت 12:38 PM توسط الهه |


 

Image hosting by TinyPicکوتاهترین فاصله بین یک مشکل و راه حل آن فاصله ای به اندازه زانوهایت تا زمین است..کسی که در برابر خدا زانو بزند در مقابل هرمشکلی میتواند بایستد...Image hosting by TinyPic

پیام بازرگانی:اومدم بنویسم دیر وزود داره سوخت وسوز نداره دیدم سارا میاد تقققققق میزنه تو کلم گفتم بذا یه جور دیه دلم باستون بگه:حرمت این خدافظی تا جاده هست نیمیشه کم(همون دیر وزود داره سوخت وسوز نداره به مولا)...باید رفت..باید رفت سرم برمیگردانم اشکهایــــــــتان نبینمهوامو بیگیرین میام.....چه‏خسته‏كننده

اس مس ها ادامه مطلب.....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/9/19ساعت 1:46 PM توسط الهه |


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!!!!!!

اگه گفتی کی پیشم نشسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خانممو آوردم کافی نت ..........دلت آب........چه خبرا؟؟؟......گیتا سلام می رسونه منم سلام میرسونم.......باب چه پس و پیش پیشرفته شده ها .....دمت گرم.یه تنه کل خوابوندی دختر عمه

قربون همتون...یا علی

+ نوشته شده در 2008/9/17ساعت 12:17 PM توسط حامد



روی آن شیشه ی تبدار تو را ههههههههاااااااا کردم

اسم زیبای تورا با نفسم هههههههههههههههااااااااااا کردم

شیشه بدجوری دلش ابری و بارانی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به رویا کردم

با سرانگشتی کشیدم به دلش عکس تورا

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

 

بقیه ی ام اس جی ها ادامه مطلب........


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/9/2ساعت 1:13 PM توسط الهه |


شوروشوق کودکانه ات

ادراک بی نهایتت

که سکوت را باگوشهایت میشنوی

بی قرارم کرده وسوال بهانه ایست برای شنیدن صدایت....

چه خبر؟خبری نی؟دیه چه خبر؟

طلوع عشق

+ نوشته شده در 2008/8/25ساعت 11:37 AM توسط الهه |


 aaaaaaaaaaaaaaa

 فهمیدن عشق را چه مشکل کردند

ما را ز درون خویش غافل کردند

انگار کسی به فکر ماهیها نیست

ســـــــــــــــهراب بیا که آب را گل کردند.........

 

+ نوشته شده در 2008/7/31ساعت 5:7 PM توسط الهه |


    

من در هواي آفتابي
باران را دوست دارم
و در هواي باراني
آفتاب را

روح من با ديدن زيباييت
متلاطم شد
و آسمان را
آفتابي بارانی دید....
فرولاین

 

 باران میبارد........باران میبارد.......وزمین فریاد میزند:من چتر نمیخواهم.....

پیام بازرگانی:تو دنیایی که مردونگی مرده این من وتوییم که باید سیبیل بذاریم وامروزو به هم تبریک بگیم.....روز پدر مبارک.

واما امروز اومدم باستون یه کتاب جذاب معرفی کنم که پیشنهاد میکنم بوخونینش واگه لذت بردین دعاشو به جون من نننننننننننه........اونی که این کتابو به من معرفی کرد ()کوونین....من عمرا درسامو تا تهش نمیخوندم...فقت تاسرش میخونم ولی بابر کنین  این کتاب دوجلدیو خوندم چون داستانش جوری طراحی شده که آدم دل نمیکنهتشریف ببرین از این در کتاب موبایلیشو دانلود کنین:سیـــــــــنوههhttp://w300.blogfa.com/post-143.aspx

+ نوشته شده در 2008/7/14ساعت 1:39 PM توسط الهه |


Image hosting by TinyPicزندگی زیباست....Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicزشتهایش تخصیر ماست....Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicدرمسیرش هرچه نازیباست آن تقدیرماست....Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicزندگی آب روانیست روان میگذرد......Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicآنچه تقدیر من وتوست همان میگذرد(؟)Image hosting by TinyPic

از خدا پرسيدم(من نپرسیدم نمیدونمم کی پرسیده):خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است

Image hosting by TinyPicفقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد.....Image hosting by TinyPic

آنچه رااز زندگی آموخته ام درسه کلمه خلاصه میکنم:زنـــــــــــــــــــــدگی ادامه دارد..........

دوس دارین چن سال عمر کووونین؟چرا؟

+ نوشته شده در 2008/7/3ساعت 12:1 PM توسط الهه |


وحشت از عشق که ننننننننننننننننننه.....ترس مافاصله است

وحشت از غصه که ننننننننننننننننننننننه....ترس ما خاتمه است

ترس بیهوده نداریم....صحبت از خاطره است

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه است

کوله باریست پرازهیچ که برشانه ی ماست

گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست

هومیتای عزیزم تسلیت عرض میکنم...روح داداش هوتنت شاد

پیام بازرگانیروز زن...مادرزن...پدرزن....خواهرزن....برادرزن...آمپول زن...جرزن...راهزن....مخزن...تیغزن.....پنبه زن....سوزن...بزن....نزن...بیزن...بزن....مبارررررررررررررررررک

 رفیـــــــــــــــــــــــــق بی کلک مادر

+ نوشته شده در 2008/6/10ساعت 1:57 PM توسط الهه |


بکش کنار......الی بیا فرمون بده!!!...........قان قان قااااااااااااااااااان بووووق بزنید کنار دیگه مدیر کوچولو وارد می شود..........چاکر آبجیمو دوستاش.....به افتخاره همه بووووووووووووووووووووووووق....بوقمو جدید خریدم....صداش محشره گوش کن : بووووووووووووووووووووووووووووووووووق....ای جان ناز نفست قناری :) آبجی من الان امتحان دارم...خودت بزنش کنار تا بیام بازم بووووووووووووووووووووووووق بزنم.....بای

+ نوشته شده در 2008/5/28ساعت 9:43 AM توسط حامد |


بی نگاه عشق مجنون نیز لیلایی نداشت
                                بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت

                                         بي تو اي شوق غزل‌آلوده‌ي شبهاي من
                                                                          لحظه‌اي حتي دلم با من هم‌آوايي نداشت

                                                      آنقدر خوبي که در چشمان تو گم مي‌شوم
                               کاش چشمان تو هم اينقدر زيبايي نداشت!

اين منم پنهانترين افسانه‌ي شبهاي تو

                    آنکه در مهتاب باران شوقِ پيدايي نداشت
                              در گريز از خلوت شبهاي بي‌پايان خود
                                               بي تو اما خوابِ چشمم هيچ لالايي نداشت

                                                     خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم
                                                                          زير بارانِ نگاهت شعر معنايي نداشت

                                                   پشت درياها اگر هم بود شهري هاله بود
قايقي مي‌ساختم آنجا که دريايي نداشت

  

 

+ نوشته شده در 2008/5/18ساعت 3:26 PM توسط الهه |